مشاور وزیر خارجه پیشین پاکستان در گفتوگو با دیدگاه امروز:
جمهوریخواهان آمریکا همواره روابط نزدیکتری با پاکستان داشتهاند/ رفع تحریمهای ایران، به نفع اسلامآباد در حوزه انرژی است/دلایل انتخاب پاکستان به عنوان میانجی تهران - واشنگتن
اسلامآباد با بهرهگیری از موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه خود، میکوشد جایگاهش را به عنوان یک بازیگر مهم در معادلات منطقهای و بینالمللی تثبیت کند.
به گزارش دیدگاه امروز، پاکستان به عنوان همسایه شرقی ایران در مسیر رفع تنش میان تهران – واشنگتن و مذاکرات فعلی نقش پررنگ و مهمی را ایفاء کرده و همچنان در این مسیر فعال است. در ادوار گذشته کشورهایی مانند عمان و قطر نقش کلیدی در رفع تنش و نزدیک شدن دیدگاههای ایران و آمریکا بازی کردند اما طی ماههای گذشته و به خصوص پس از جنگ رمضان این اسلامآباد بود که در بالاترین سطح حاضر شد تا تنش میان تهران و واشنگتن را کاهش دهد.
اینکه چرا مقامات ارشد پاکستان (از نخستوزیر گرفته تا فرمانده کل ارتش و وزیر کشور) همگی در یک خط برای کاهش تنش و به سرانجام رسیدن مذاکرات میان ایران و آمریکا دست به کار شدند، سوالی است که برای روشن شدن ابعاد آن به گفتوگو با سکندر احمدشاه پرداختیم.
او در زمان حضور «حنا ربانی» در وزارت خارجه پاکستان در کسوت مشاور وزیر خارجه پاکستان ایفای نقش کرد و در رشته حقوق در مقطع دکتری تحصیل کرده و حالا در دانشگاه لمز صاحب کرسی است.
مشروح گفتوگوی «دیدگاه امروز» با سکندر احمدشاه به شرح زیر از نظر میگذرد:
چرا ایالات متحده به صورت مشخص پاکستان را برای میانجیگری میان خود و ایران برگزید؟ آیا اسلامآباد دارایمولفههای خاصی نسبت به عمان، قطر، ترکیه و یا سایر کشورهایی که احتمال میرفت به عنوان میانجی ایفای نقش کنند، است؟
سکندر احمدشاه: پیش از هر چیز باید توجه داشت که روابط پاکستان و آمریکا از زمان به رسمیت شناخته شدن پاکستان، همواره روابطی نزدیک بوده است. در مقابل، هند در طول دهههای گذشته بیشتر به روسیه نزدیک بوده و آمریکا نیز معمولاً پاکستان را از دریچه رقابت با هند مورد توجه قرار داده است. با وجود آنکه پاکستان دارای سلاح هستهای، توان موشکی و ارتشی قدرتمند است، این توانمندیها تا حد زیادی به این دلیل مورد پذیرش قدرتهای جهانی قرار گرفت که اسلامآباد همواره تأکید میکرد تهدید اصلیاش هند است و نه کشورهای غربی یا آمریکا.
از سوی دیگر، روابط پاکستان و چین از سال ۱۹۶۳ و پس از توافق مرزی میان دو کشور، وارد مرحلهای جدید شد. پس از جنگ چین و هند که با پیروزی چین همراه بود، نزدیکی پکن و اسلامآباد بیش از پیش افزایش یافت. مسئله کشمیر و رقابت با هند نیز موجب شد روابط دو کشور بسیار مستحکم شود. به همین دلیل، چین همواره در سازمان ملل و شورای امنیت نقش حامی پاکستان را ایفا کرده و مانع اعمال تحریمهای گسترده علیه این کشور شده است. پاکستان در نهایت توانست به یک قدرت هستهای تبدیل شود.
بخش قابل توجهی از بودجه پاکستان صرف ارتش، تسلیحات و امور دفاعی میشود و به همین دلیل، این کشور از نظر نظامی قدرت قابل توجهی دارد. بر این اساس باید متوجه بود که ارتش در پاکستان نقش بسیار پررنگی ایفا میکند و در مقایسه با نهادهای مدنی، از نفوذ بیشتری برخوردار است.
از این منظر، جمهوریخواهان آمریکا همواره روابط نزدیکتری با پاکستان داشتهاند. در جریان جنگ افغانستان و مقابله با شوروی نیز، پاکستان شریک استراتژیک آمریکا محسوب میشد. اگرچه این روابط در دورههای مختلف فراز و فرودهایی داشته، اما واشنگتن همواره به اهمیت پاکستان و نفوذ آن در افغانستان واقف بوده است.
پاکستان همچنین روابط بسیار نزدیکی با چین دارد. بخش مهمی از تسلیحات و فناوریهای نظامی این کشور از چین تأمین میشود و سرمایهگذاریهای گسترده پکن باعث شده حضور شهروندان چینی در پاکستان بسیار چشمگیر باشد.
با روی کار آمدن دونالد ترامپ و درگیری محدود میان هند و پاکستان، واشنگتن متوجه توان نظامی پاکستان شد. موفقیتهای پاکستان در این رویارویی، از جمله عملکرد جنگندهها و فناوریهای نظامی مبتنی بر تجهیزات چینی، توجه ترامپ را جلب کرد. از سوی دیگر، پاکستان که سالها تحت استعمار بریتانیا بوده، شناخت دقیقی از نحوه تعامل با کشورهای غربی دارد.
از منظر آمریکا، تقویت پاکستان در جهان اسلام و منطقه اهمیت ویژهای دارد. با این حال، پاکستان به دلیل مرز طولانی با ایران و وابستگی اقتصادی به تجارت مرزی، نمیتواند همانند آمریکا علیه تهران موضع بگیرد. بخش مهمی از سوخت و کالاها از طریق مرز ایران وارد پاکستان میشود و اقتصاد پاکستان نیز با مشکلات جدی، بدهیهای خارجی و وابستگی به وامهای بینالمللی مواجه است.
همچنین پاکستان با عربستان سعودی همکاریهای دفاعی دارد و بخشی از تجهیزات نظامی و جنگندههای خود را به کشورهایی نظیر بنگلادش، جمهوری آذربایجان و دیگر کشورها صادر میکند. با این حال، اسلامآباد تمایلی به ورود به جنگ علیه ایران ندارد؛ زیرا علاوه بر روابط مناسب با تهران، حدود ۲۰ درصد جمعیت پاکستان را شیعیان تشکیل میدهند و این مسئله از نظر داخلی اهمیت زیادی دارد.
این در حالیست که آصف علی زرداری، رئیسجمهور پاکستان نیز شیعه است و در مجموع، دولت پاکستان علاقهای به تیره شدن روابط با ایران ندارد. مسئله بلوچستان و فعالیت گروههای شورشی در دو سوی مرز نیز از دیگر عوامل اهمیت همکاری میان تهران و اسلامآباد است.
آیا عوامل دیگری در این میان به جهتدهی پاکستان برای میانجیگری کمک کرده است؟
سکندر احمدشاه: عوامل دیگری نیز در این میان وجود دارد. به عنوان نمونه پاکستان علاقهای ندارد که اسرائیل و آمریکا در یک جنگ منطقهای به پیروزی کامل برسند. روابط هند و اسرائیل بسیار نزدیک است و بخش عمده فناوری نظامی هند از اسرائیل تأمین میشود، در حالی که پاکستان بیشتر به چین و ترکیه متکی است. از این منظر، اسلامآباد در کنار ترکیه و جمهوری آذربایجان، محور همکاری نزدیکی را تشکیل داده است.
چین نیز نفوذ گستردهای در پاکستان دارد و میتواند در تعاملات میان ایران و پاکستان نقش مهمی ایفا کند. با وجود آنکه روابط ایران و چین مناسب است، اما به اعتقاد برخی، این روابط هرگز به عمق و گستردگی روابط چین و پاکستان نرسیده است.
نیروی هوایی پاکستان یکی از نقاط قوت این کشور محسوب میشود و بسیاری معتقدند که این نیرو از توان بالایی در منطقه برخوردار است. سامانههای موشکی، جنگندهها و تجهیزات الکترونیکی پاکستان، قدرت بازدارندگی قابل توجهی برای این کشور ایجاد کردهاند. به همین دلیل، اسرائیل بهراحتی نمیتواند حریم هوایی پاکستان را تهدید کند.
در صورت وقوع جنگ گسترده در منطقه، پاکستان تمایلی به درگیری مستقیم با ایران ندارد و حتی اگر تحت فشار عربستان سعودی قرار گیرد، ادامه چنین جنگی برای اسلامآباد بسیار دشوار خواهد بود. روابط خوب پاکستان با کشورهای عربی، قطر و سایر بازیگران منطقهای نیز بر همین اساس شکل گرفته است.
لذا از نگاه آمریکا، انتخاب پاکستان صرفاً به دلیل رقابت با هند نیست. وجود مرز مشترک با ایران، نفوذ منطقهای اسلامآباد، قدرت نظامی این کشور و توانایی آن در میانجیگری میان تهران و واشنگتن، از عوامل مهم این انتخاب محسوب میشوند.
پاکستان همچنین به دلیل روابط نزدیک با چین، میتواند نقش واسطه میان واشنگتن، پکن و تهران را ایفا کند. آمریکا به پاکستان اعتماد دارد و ایران نیز بارها نشان داده که نسبت به میانجیگری اسلامآباد نگاه مثبتی دارد.
نگاه چین به هرگونه توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن چیست؟
سکندر احمدشاه: در صورت شکلگیری توافق میان ایران و آمریکا، چین احتمالاً بهصورت غیررسمی از آن حمایت خواهد کرد، هرچند بعید است نام این کشور به شکل رسمی در توافق مطرح شود. از سوی دیگر، آمریکا نیز تحت فشارهای داخلی قرار دارد و دونالد ترامپ به دنبال آن است که بتواند توافق احتمالی را بهعنوان یک موفقیت سیاسی به افکار عمومی آمریکا ارائه کند.
پاکستان نیز از ایفای چنین نقشی منافع متعددی به دست میآورد؛ از جمله افزایش جایگاه دیپلماتیک، جذب سرمایهگذاری خارجی، تقویت روابط با کشورهای عربی و غربی و بهرهمندی از مزایای اقتصادی ناشی از کاهش تنش میان ایران و آمریکا.
پاکستان چه منافعی از قبال انعقاد هرگونه توافق احتمالی میان ایران و آمریکا برای خود متصور است؟
سکندر احمدشاه: واقعیت این است که در صورت رفع تحریمهای ایران، پاکستان میتواند نفت و انرژی مورد نیاز خود را با هزینه کمتری تأمین کند و پروژههای مشترکی مانند خط لوله گاز ایران و پاکستان نیز شانس بیشتری برای تکمیل خواهند داشت.
در نهایت، پاکستان تلاش میکند در تعامل با چین، آمریکا، ایران، عربستان سعودی و دیگر بازیگران منطقهای، سیاستی مبتنی بر تأمین منافع ملی خود را دنبال کند. اسلامآباد با بهرهگیری از موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه خود، میکوشد جایگاهش را به عنوان یک بازیگر مهم در معادلات منطقهای و بینالمللی تثبیت کند.
دیدگاهتان را بنویسید