گزارش «دیدگاه امروز» از مهمترین پیامد حملات اسرائیل و آمریکا؛
جنگ علیه ایران چگونه معادلات اقتصادی منطقه را بهم ریخت؟
ادامه درگیریها و حملات به ایران از سوی اسرائیل و آمریکا میتواند روند سرمایهگذاری خارجی، پروژههای اقتصادی و حتی برنامههای توسعه بلندمدت کشورهای منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
به گزارش دیدگاه امروز، بسیاری از تحلیلگران اقتصاد سیاسی در کشورهای حاشیه خلیج فارس و همچنین در غرب، بر این عقیده بودند که به راه افتادن جنگ جدید در خاورمیانه با محوریت ایران، اسرائیل و ایالات متحده میتواند صرفاً تا حدودی آرگونومی و ساختار اقتصادی منطقه را دستخوش تغییر کند اما برخی دیگر از ناظران بر این عقیده بوده و هستند که تشدید درگیریها میان ایران و ائتلاف آمریکا و اسرائیل تنها معادلات امنیتی خاورمیانه را دگرگون نکرده، بلکه آثار عمیقی بر بازارهای مالی منطقه گذاشته است. در حالی که بازارهای کشورهای حاشیه خلیج فارس با نوسان و افزایش ریسک سرمایهگذاری روبهرو شدهاند، برخی شاخصهای اقتصادی اسرائیل رشد نشان داده و نقشه ریسک اقتصادی در منطقه به شکل تازهای بازتعریف شده است.
فشار بر بازارهای مالی خلیج فارس چقدر است؟
گزارشهای فعلی نشان میدهد که تشدید درگیریهای نظامی در خاورمیانه باعث شده بازارهای مالی کشورهای حاشیه خلیج فارس با نوسانهای قابل توجهی روبهرو شوند و سرمایهگذاران بینالمللی که طی سالهای اخیر میلیاردها دلار سرمایه به اقتصادهای این منطقه وارد کرده بودند، اکنون با احتیاط بیشتری عمل میکنند.
به عنوان مثال، در سالهای گذشته کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر تلاش کردهاند با اجرای برنامههای متنوعسازی اقتصادی و توسعه بازارهای سرمایه، خود را به عنوان مراکز مالی منطقه معرفی کنند؛ تا جایی که این کشورها با اصلاحات اقتصادی، جذب سرمایه خارجی و توسعه پروژههای بزرگ زیرساختی کوشیدهاند وابستگی خود به نفت را کاهش دهند و جایگاهی مهم در اقتصاد جهانی به دست آورند، اما افزایش تنشهای امنیتی و گسترش درگیریها در منطقه، این روند را با چالشهایی مواجه کرده است.
در این میان، حملات موشکی و پهپادی و نگرانی از گسترش دامنه جنگ باعث شده برخی سرمایهگذاران خارجی نسبت به آینده سرمایهگذاری در این بازارها محتاطتر شوند. کارشناسان اقتصادی معتقدند که هرچند اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس همچنان از منابع مالی قابل توجهی برخوردار هستند، اما افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی میتواند در کوتاهمدت بر جریان سرمایه خارجی و ثبات بازارهای مالی آنها تأثیر بگذارد.
تنگه هرمز: ستون فقرات اقتصاد جهانی
یکی از مهمترین نگرانیهای اقتصادی ناشی از جنگ، تأثیر آن بر بازارهای جهانی انرژی است. منطقه خلیج فارس یکی از مهمترین مراکز تولید و صادرات نفت و گاز در جهان به شمار میرود و هرگونه بیثباتی در این منطقه میتواند بازارهای انرژی را به سرعت تحت تأثیر قرار دهد. در این میان، تنگه هرمز نقش کلیدی دارد؛ چراکه بخش قابل توجهی از صادرات نفت جهان از این مسیر عبور میکند و هرگونه تهدید علیه امنیت این آبراه میتواند باعث افزایش قیمت انرژی در بازارهای جهانی شود.
بر این اساس با افزایش تنشها در منطقه، قیمت نفت با نوسانهایی همراه شده و نگرانیها درباره امنیت عرضه انرژی افزایش یافته است. شرکتهای انرژی و دولتهای مصرفکننده نیز با دقت تحولات منطقه را دنبال میکنند، زیرا هرگونه اختلال در جریان صادرات نفت و گاز میتواند پیامدهای اقتصادی گستردهای در سطح جهان داشته باشد. افزون بر این، سرمایهگذاران جهانی نیز در واکنش به افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی بخشی از سرمایههای خود را به سمت داراییهای امنتر مانند طلا و دلار منتقل کردهاند.
رویای وارونه: بازتعریف ریسک اقتصادی در خاورمیانه
یکی از مهمترین پیامدهای جنگ جاری، تغییر در برداشت سرمایهگذاران از ریسک اقتصادی در خاورمیانه است. در سالهای گذشته بسیاری از تحلیلگران تصور میکردند کشورهای ثروتمند خلیج فارس به دلیل ثبات نسبی سیاسی، روابط نزدیک با قدرتهای غربی و سرمایهگذاری گسترده در زیرساختها، محیطی امن برای سرمایهگذاری محسوب میشوند، اما تحولات اخیر نشان داده که حتی این کشورها نیز میتوانند به طور مستقیم در معرض پیامدهای درگیریهای منطقهای قرار بگیرند. همین مسئله باعث شده است سرمایهگذاران جهانی ارزیابیهای خود از ریسک سیاسی - امنیتی در منطقه را مورد بازنگری قرار دهند.
چه میشود؟
در چنین شرایطی، کارشناسان اقتصادی پیشبینی میکنند که بازارهای خاورمیانه در ماههای آینده همچنان با نوسان و عدم قطعیت مواجه باشند. ادامه درگیریها میتواند روند سرمایهگذاری خارجی، پروژههای اقتصادی و حتی برنامههای توسعه بلندمدت کشورهای منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
حتی برخی از منابع رسانهای غربی مانند وال استریت ژورنال و بخشی از رسانههای چینی و ژاپنی در تحلیلهای خود بر احتمال فرار سرمایههای متعلق به سرمایهگذاران آسیایی اشاره کردهاند؛ چراکه به عقیده آنها مشخص نیست که این جنگ قرار است تا چه زمانی ادامه داشته باشد. با این حال، بسیاری از دولتهای منطقه تلاش میکنند با حفظ ثبات مالی، تقویت ذخایر ارزی و ادامه برنامههای اصلاحات اقتصادی، از پیامدهای منفی جنگ بر اقتصادهای خود بکاهند.
حال باید دید که کشورهای حاشیه خلیج فارس تا چه زمان پیامد اقتصادی اقدامات تلآویو و واشنگتن در منطقه و به خصوص علیه ایران را تحمل خواهند کرد و چه موقع این تقابل علنی و اعتراضها به ترامپ با صدای بلند فریاد زده میشود؟!
انتهای پیام/
دیدگاهتان را بنویسید