کد خبر: 321

مهدی مطهرنیا در گفت‌وگو با «دیدگاه امروز»:

مذاکره تهران – واشنگتن بازتاب ورود منطقه به مرحله‌ بازتنظیم ژئوپلیتیک است/احتمال شکل‌گیری چارچوب مرحله‌ای وجود دارد/اسرائیل دو مسیر را در قبال مذاکرات دنبال می‌کند/اهداف پاکستان از میانجی‌گری

مذاکره تهران – واشنگتن بازتاب ورود منطقه به مرحله‌ بازتنظیم ژئوپلیتیک است/احتمال شکل‌گیری چارچوب مرحله‌ای وجود دارد/اسرائیل دو مسیر را در قبال مذاکرات دنبال می‌کند/اهداف پاکستان از میانجی‌گری

وضعیت فعلی میان ایران و آمریکا را باید «تعلیق راهبردی» نامید، چراکه در آن نه جنگ فراگیر مطلوب طرفین است و نه صلح پایدار هنوز امکان تحقق یافته است.

به گزارش دیدگاه امروز، مذاکرات ایران و آمریکا و همچنین میانجی‌گری پاکستان در این روند، طی روزهای گذشته ابعاد جدید و البته مختلفی به خود گرفته است که بخشی از آن به ادامه رفتارهای ابهام‌آمیز دونالد ترامپ در عرصه سیاسی و رسانه‌ای برمی‌گردد که البته این تاکتیک از سوی ا همچنان در حال اجرا است.

به موازات این فرآیند، اسرائیل هم در حال بندبازی سیاسی – نظامی است؛ به گونه‌ای که آنها همچنان در پشت صحنه به دنبال فشار آوردن بر ترامپ برای شروع جنگ با ایران هستند و از سوی دیگر به دنبال تحریک کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس همانند امارات برای همسو شدن با مواضع تل‌آویو هستند.

در این راستا برای مشخص شدن ابعاد مذاکرات ایران و آمریکا که با میانجی‌گری پاکستان جریان دارد، و همچنین نگاه اسرائیل به این مذاکرات، به گفت‌وگو با مهدی مطهرنیا، رئیس اندیشکده آینده‌پژوهی سیمرغ و تحلیلگر مسائل آمریکا پرداختیم که به شرح زیر از نظر می‌گذرد:

با توجه به تحولات اخیر منطقه، تغییر آرایش قدرت در خاورمیانه، و اظهارات تازه مقام‌های آمریکایی و ایرانی، وضعیت کنونی مذاکرات غیرمستقیم تهران و واشنگتن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مطهرنیا: آنچه امروز میان تهران و واشنگتن جریان دارد، بیش از آنکه یک «مذاکره کلاسیک» باشد، بازتاب ورود منطقه به مرحله‌ای از بازتنظیم ژئوپلیتیک است. در شرایطی که جنگ‌های فرسایشی، بحران غزه، ناامنی دریای سرخ، و رقابت قدرت‌های بزرگ، خاورمیانه را وارد وضعیت سیال کرده‌اند، هرگونه گفت‌وگو میان ایران و آمریکا در بستری از بی‌اعتمادی عمیق اما نیاز متقابل به کنترل بحران شکل می‌گیرد.

واشنگتن تلاش می‌کند از مسیر دیپلماسی، هم هزینه‌های درگیری مستقیم را کاهش دهد و هم مدیریت افکار عمومی جهانی را در دست بگیرد؛ در مقابل، تهران نیز با اتکا به ظرفیت‌های منطقه‌ای و موقعیت راهبردی خود، مذاکره را نه از موضع ضعف، بلکه به‌عنوان ابزاری برای تثبیت موازنه و کاهش فشارها دنبال می‌کند. در این میان، هر طرحی که شامل آتش‌بس، کاهش تنش یا بازگشایی مسیرهای حیاتی انرژی باشد، برای جمهوری اسلامی صرفاً یک توافق فنی نیست، بلکه بخشی از معادله امنیت ملی و بازتعریف نقش منطقه‌ای ایران محسوب می‌شود.

در نتیجه، وضعیت فعلی را باید «تعلیق راهبردی» نامید؛ وضعیتی که در آن نه جنگ فراگیر مطلوب طرفین است و نه صلح پایدار هنوز امکان تحقق یافته است.

با توجه به مواضع دو طرف، آیا امکان دستیابی به یک توافق مرحله‌ای و تمدید آتش‌بس برای ادامه مذاکرات وجود دارد؟

مطهرنیا: بله، احتمال شکل‌گیری یک چارچوب مرحله‌ای همچنان وجود دارد. تجربه تحولات اخیر نشان داده که بازیگران اصلی منطقه و فرامنطقه‌ای، به‌خوبی از هزینه‌های یک جنگ گسترده آگاه‌ هستند؛ از همین رو، الگوی «آتش‌بس موقت و سپس مذاکرات تکمیلی» می‌تواند به‌عنوان گزینه‌ای واقع‌گرایانه مطرح باشد.

در چنین الگویی، واشنگتن می‌کوشد از فرصت کاهش تنش برای پیشبرد مذاکرات بلندمدت استفاده کند و تهران نیز تلاش خواهد کرد از فضای تنفس ایجادشده برای بازسازی ظرفیت‌های سیاسی، اقتصادی و منطقه‌ای خود بهره ببرد. اما موفقیت این روند، وابسته به چند عامل تعیین‌کننده است: میزان انعطاف آمریکا در حوزه فشارهای اقتصادی، سطح اعتمادسازی متقابل، و همچنین توان دو طرف در مهار نیروهای مخالف توافق در داخل و خارج از ساختار قدرت.

بنابراین، اگرچه امکان رسیدن به تفاهم‌های محدود وجود دارد، اما این تفاهم‌ها الزاماً به معنای صلح پایدار نخواهد بود؛ بلکه بیشتر نوعی «مدیریت بحران» در چارچوب موازنه بازدارندگی است.

نقش پاکستان و سایر میانجی‌های منطقه‌ای را در این روند چگونه می‌بینید؟

مطهرنیا: پاکستان در ماه‌های اخیر تلاش کرده از موقعیت سنتی خود در حاشیه معادلات خاورمیانه فاصله بگیرد و به یک بازیگر فعال در مدیریت بحران‌های منطقه‌ای تبدیل شود. اسلام‌آباد می‌کوشد هم روابط خود با تهران را حفظ کند، هم مناسباتش با واشنگتن و کشورهای عربی را تقویت نماید؛ از این رو، ایفای نقش میانجی برای پاکستان تنها یک اقدام دیپلماتیک نیست، بلکه بخشی از پروژه بازتعریف جایگاه منطقه‌ای این کشور است.

در کنار پاکستان، برخی دیگر از بازیگران مانند عمان، قطر، ترکیه و حتی مصر نیز در تلاش‌ هستند در معماری جدید امنیتی منطقه سهمی ایفا کنند. این میانجی‌گری‌ها نشان می‌دهد خاورمیانه وارد دوره‌ای شده که در آن، قدرت‌های منطقه‌ای بیش از گذشته می‌خواهند در حل بحران‌ها نقش مستقیم داشته باشند و صرفاً تابع تصمیمات قدرت‌های فرامنطقه‌ای نباشند.

البته این نقش‌آفرینی همچنان شکننده است، زیرا هر میانجی در معرض فشار متضاد بازیگران مختلف قرار دارد و کوچک‌ترین تغییر در توازن می‌تواند موقعیت آن‌ها را متزلزل کند.

نگاه اسرائیل به هرگونه توافق یا تمدید آتش‌بس میان تهران و واشنگتن چیست؟

مطهرنیا: اسرائیل هرگونه کاهش تنش میان ایران و آمریکا را با نگرانی راهبردی دنبال می‌کند. از نگاه تل‌آویو، هر توافقی که موجب کاهش فشار بر تهران شود، می‌تواند به افزایش ظرفیت منطقه‌ای ایران و تقویت بازیگران همسو با آن منجر شود. به همین دلیل، اسرائیل همواره تلاش می‌کند روند مذاکرات را تحت تأثیر ملاحظات امنیتی خود قرار دهد و آمریکا را به سمت شروط سخت‌گیرانه‌تر سوق دهد.

در واقع، مسئله برای اسرائیل صرفاً موضوع هسته‌ای نیست؛ بلکه نگرانی اصلی، تغییر موازنه قدرت در منطقه و احتمال تثبیت جایگاه ایران در نظم جدید خاورمیانه است. از این منظر، تل‌آویو ترجیح می‌دهد هرگونه توافق احتمالی، محدودکننده و همراه با سازوکارهای نظارتی گسترده باشد.

به همین دلیل، اسرائیل هم‌زمان دو مسیر را دنبال می‌کند؛ از یک سو حمایت مشروط از دیپلماسی برای جلوگیری از جنگ کنترل‌ناپذیر، و از سوی دیگر تلاش برای حفظ فشار حداکثری بر ایران تا مانع از شکل‌گیری یک توافق راهبردی پایدار شود.

copied

دیدگاه‌تان را بنویسید