«دیدگاه امروز» گزارش میدهد؛
یک هفته جنگ، پنج اثر بزرگ: پیامد درگیری با ایران در اقتصاد، سیاست و افکار عمومی آمریکا چه بود؟
اگر تنشها در خاورمیانه با محوریت جنگ علیه ایران ادامه یابد، پیامدهای این درگیری میتواند در ماههای آینده با شدت بیشتری در اقتصاد و سیاست داخلی آمریکا نمایان شود.
به گزارش دیدگاه امروز، گسترش درگیریهای نظامی در خاورمیانه طی روزهای اخیر، تنها به مرزهای منطقه محدود نماند و پیامدهای آن به سرعت در داخل ایالات متحده نیز احساس میشود. تصمیم دولت آمریکا برای همراهی با اسرائیل در حمله به ایران، علاوه بر تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی و بازارهای انرژی، افکار عمومی، فضای سیاسی و حتی زندگی روزمره شهروندان آمریکایی را تحت تأثیر قرار داده است.
افزایش قیمت نفت، نوسانات بازارهای مالی، فشار بر مصرفکنندگان و شکاف سیاسی در داخل آمریکا از جمله پیامدهایی است که تنها در فاصله یک هفته از آغاز این درگیریها نمایان شده است. دادهها و نظرسنجیهای منتشرشده نشان میدهد که جنگ علیه ایران نه تنها یک بحران منطقهای، بلکه به سرعت به موضوعی تعیینکننده در معادلات داخلی آمریکا نیز تبدیل شده است.
مخالفت افکار عمومی با ورود به جنگ
یکی از مهمترین نشانههای بازتاب این بحران در داخل خاک آمریکا، واکنش افکار عمومی به اقدام نظامی علیه ایران است. نظرسنجیهای تازه نشان میدهد اکثریت شهروندان آمریکایی از ورود کشورشان به این جنگ حمایت نمیکنند.
بر اساس یک نظرسنجی ملی که در اوایل ماه مارس انجام شده و فایننشال تایمز بدان استناد کرده، بیش از نیمی از پاسخدهندگان اعلام کردهاند با اقدام نظامی آمریکا علیه ایران مخالف هستند. این موضوع بیانگر آن است که جامعه آمریکا همچنان نسبت به درگیریهای نظامی جدید در خاورمیانه حساس و محتاط است.
با این حال، دادههای نظرسنجی نشاندهنده شکاف عمیق حزبی در این موضوع نمایان است. در میان رأیدهندگان جمهوریخواه، حمایت از اقدام نظامی آمریکا بیشتر دیده میشود، در حالی که در میان دموکراتها مخالفت با این جنگ به مراتب گستردهتر از اردوگاه محافظهکاران است. چنین شکافی نشان میدهد که بحران ایران میتواند به یکی از محورهای مهم اختلافات سیاسی در داخل آمریکا تبدیل شود.
جهش قیمت نفت و نگرانی بازارهای انرژی
درگیری نظامی در منطقهای که بخش قابل توجهی از انرژی جهان از آن عبور میکند، بلافاصله بازارهای نفت را تحت تأثیر قرار داده است. با افزایش احتمال اختلال در عرضه نفت خاورمیانه، قیمت نفت در بازارهای جهانی به سرعت افزایش یافته و حتی به بالای ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسیده است.
یکی از عوامل اصلی این نگرانی، تهدیدهایی است که درباره امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز مطرح شده است؛ چراکه تنگه هرمز گذرگاهی حیاتی به شمار میرود که بخش بزرگی از صادرات نفت جهان از معبر آن عبور میکند و هرگونه اختلال در این مسیر میتواند عرضه جهانی نفت را با چالش جدی مواجه کند.
باید توجه داشت که افزایش قیمت نفت برای اقتصاد آمریکا پیامدهای مستقیم دارد؛ به گونهای که بالا رفتن قیمت انرژی به معنای افزایش هزینههای حملونقل، تولید و در نهایت افزایش قیمت کالاها برای مصرفکنندگان بوده و از این رو، تحولات خاورمیانه میتواند فشار تورمی در اقتصاد آمریکا را تشدید کند.
واکنش بازارهای مالی و افزایش نااطمینانی
بازارهای مالی آمریکا نیز به سرعت به تحولات ژئوپلیتیکی واکنش نشان دادند. سرمایهگذاران در شرایطی که احتمال گسترش درگیریها وجود دارد، معمولاً به سمت داراییهای امنتر حرکت میکنند و این موضوع باعث افزایش نوسان در بازار سهام میشود. در این میان در روزهای پس از آغاز درگیری، شاخصهای بورس با افت نسبی مواجه شدند و سرمایهگذاران نسبت به آینده اقتصاد جهانی محتاطتر شدند. همچنین تحلیلگران اقتصادی معتقدند اگر تنشها در خاورمیانه ادامه پیدا کند، احتمال دارد بیثباتی در بازارهای مالی نیز برای مدت طولانیتری ادامه پیدا کند.
در این راستا یکی از نگرانیهای اصلی سرمایهگذاران این است که افزایش قیمت انرژی میتواند روند کاهش تورم در آمریکا را مختل کرده و تصمیمگیری برای سیاستهای پولی را برای بانک مرکزی پیچیدهتر کند.
فشار اقتصادی بر زندگی روزمره آمریکاییها
پیامدهای جنگ علیه ایران تنها در سطح بازارهای کلان اقتصادی باقی نمیماند، بلکه به سرعت در زندگی روزمره شهروندان نیز منعکس میشود. افزایش قیمت نفت به طور مستقیم بر قیمت بنزین تأثیر میگذارد که برای بسیاری از آمریکاییها اهمیت بالایی دارد؛ به گونهای که بسیاری از کارشناسان آمریکایی و حتی تحلیلگران حوزه اقتصادی در ایالات متحده اعتقاد دارند که «بنزین از آب آشامیدنی برای آمریکاییها ارزش بیشتری دارد!».
باید به این نکته مهم توجه داشت که افزایش قیمت سوخت هزینه رفتوآمد و حملونقل کالا را بالا میبرد و در نهایت باعث افزایش قیمت بسیاری از کالاها و خدمات میشود و به همین دلیل، ادامه این روند میتواند فشار اقتصادی بیشتری بر خانوارهای آمریکایی وارد کند.
این مسئله بهویژه در شرایطی اهمیت دارد که اقتصاد آمریکا هنوز با چالشهای ناشی از تورم سالهای اخیر (به خصوص پاندمی کرونا و جنگ اوکراین) دستوپنجه نرم میکند و هرگونه افزایش جدید در قیمت انرژی میتواند این فشارها را تشدید کند.
پیامدهای سیاسی برای دولت ترامپ چیست؟
در کنار پیامدهای اقتصادی، جنگ ایران میتواند آثار سیاسی مهمی نیز برای دولت آمریکا داشته باشد. تجربه نشان داده است که درگیریهای خارجی، بهویژه زمانی که با افزایش قیمت انرژی همراه باشد، میتواند به سرعت به موضوعی حساس در سیاست داخلی ایالات متحده (خواه جمهوریخواهان سر کار باشند یا دموکراتها) تبدیل شود.
افزایش هزینههای زندگی، نگرانی از گسترش جنگ و شکاف حزبی در مورد سیاست خارجی، همگی عواملی هستند که میتوانند فضای سیاسی آمریکا را تحت تأثیر قرار دهند و در چنین شرایطی، تصمیمات دولت درباره نحوه مدیریت بحران خاورمیانه ممکن است به یکی از موضوعات اصلی بحثهای سیاسی و انتخاباتی در داخل آمریکا تبدیل شود که حالا نزدیکترین رویداد سیاسی را باید انتخابات میاندورهای در این کشور دانست که تیم ترامپ به شدت به پیروزی در آن نیاز دارد.
در مجموع، تحولات اخیر نشان میدهد که جنگ در خاورمیانه تنها یک بحران منطقهای نیست؛ بلکه اثرات آن به سرعت از مرزهای جغرافیایی عبور میکند و اقتصاد، سیاست و افکار عمومی در کشورهایی مانند ایالات متحده را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. بر این اساس اگر تنشها ادامه یابد، پیامدهای این درگیری میتواند در ماههای آینده با شدت بیشتری در اقتصاد و سیاست داخلی آمریکا نمایان شود.
انتهای پیام/
دیدگاهتان را بنویسید